آیا ابن عربی با این عبارات: «المهندس فی الغیوب اللاهوتیه، السیاح فی الفیافی الجبروتیه، الوالی للولایه الناسوتیه…» امام علی(ع) را ستایش کرده است؟ معنای آنها چیست؟

از محی الدین ابن عربی(م ۶۳۸ق) صلواتی برای امام علی(ع) نقل شده است که البته در کتاب‌ها و آثار موجود ابن عربی چنین متنی را نیافتیم؛ اما قاضی شوشتری (م ۱۰۱۹ق) می‌گوید این صلوات را در پایان کتاب «وسیله الخادم إلى المخدوم‏» نوشته فضل الله بن روزبهان‏ اصفهانی دیده است.[۱]
به هر حال و صرف نظر از این‌که گوینده این عبارات چه فردی باشد، در کتاب‌های متأخر به نقل و شرح آن پرداخته شده است.[۲]
در این متن، بعد از درود بر پیامبر اکرم(ص)، با بیان ویژگی‌هایی، درود بر امام علی(ع) آغاز می‌شود:
«وَ صَلَواتُ اللهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ حَمَلَهِ عَرْشِهِ وَ جَمیعِ خَلْقِهِ مِن أَرْضِهِ وَ سَمائِه‏ … و عَلَى سِرِّ الاسْرارِ، وَ مَشْرِقِ الانْوارِ، الْمُهَنْدِسِ فِى الْغُیوبِ اللاهوتیَّهِ، السَّیّاحِ فى الْفَیافِى الْجَبَروتیَّهِ، المُصَّوِّرِ لِلْهَیولَى الْمَلَکوتیَّهِ، الْوالى لِلْوَلایَهِ النّاسوتیَّهِ، أُنْموذَجِ الْواقِعِ وَ شَخْصِ الإطْلاقِ، الْمُنْطَبِعِ فِى مَرایَا الانْفُسِ وَ الآفَاقِ، سِرِّ الانْبیَاءِ وَ الْمُرْسَلینَ، سَیِّدِ الأوْصِیاءِ وَ الصِّدّیقینَ، صورَهِ الامانَهِ الإلَهیَّهِ، مَآدَّهِ الْعُلومِ الْغَیْرِ الْمُتَناهیَهِ، الظّاهِرِ بِالْبُرْهانِ، الْباطِنِ بِالْقُدرَهِ وَ الشّانِ، بَسْمَلَهِ کِتابِ الْمَوْجودِ، فاتِحَهِ مُصْحَفِ الْوُجودِ، حَقیقَهِ النُّقْطَهِ الْبائیَّهِ، الْمُتَحَقِّقِ بِالْمَراتب الإنْسانیَّهِ، حَیْدَرِ ءَاجامِ الإبْداعِ، الْکَرّارِ فى مَعارِکِ الاخْتِراعِ، السِّرِّ الْجَلىِّ، وَ النَّجْمِ الثّاقِبِ: عَلیِّ بْنِ أبى طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلَام‏».[۳]
درود خداوند و فرشتگان او و حمل کنندگان عرش او، و جمیع آفریدگان آسمانى و زمینى‌اش …، بر سرّ رازها و محل درخشش نورها، مهندس عوالم لاهوت و غیوب [صفات و ذات]، سیّاح [دانا و بصیر] فضاى عوالم جبروت، مصوِّر هَیُولاى عالم صورت در عوالم مَلَکوت، والى و حکمران ولایت در عوالم ناسوت، نمونه و مختصر و شالوده عالم واقع و شخص‏ مُجسَّم عالَم کلّى و وجود إطلاقى، منعکس در آئینه‌هاى آفاق و نفوس، سرّ و حقیقت تمام أنبیاء و مرسلین، سروَر و سالار تمامى أوصیاء و صدّیقین، صورت امانت خداوندى، مادّه و ریشه علوم نامتناهى، حقیقت آشکار در نظرها به برهان و جلالت و عظمت پنهان بر عقول، بسم الله الرّحمن الرّحیمِ کتاب موجود، فاتحه و آغاز مُصحَف وجود، حقیقت نقطه بائیّه، تحقّق‌بخش جمیع مراتب موجودات، تحقّق‌بخش مراتب انسانیّت، شیر نِیِستان کاخ‌های إبداع، صاحب حملات مکرّره در معرکه‌هاى اختراع، سرّ آشکاراى حضرت خداوندى، و ستاره درخشان جناب سرمدى: عَلىّ بنِ أبی‌طالب علیه السّلام».
در این‌جا به توضیح برخی از فقرات این عبارت پرداخته می‌شود:
۱٫ «سرّ الاسرار»: کلمه «سرّ» در موارد مختلف به کار برده می‌شود؛ مانند: «سرّ علم» به معناى «حقیقت علم» و «سرّ حال» به معنای «معرفت مراد خداوند» و «سرّ حقیقت»؛ به معناى «حقیقت آنچه واقع می‌شود». در این‌جا مقصود از «سرّ الاسرار» حقیقت است.[۴] «سرّ»، نوعى دانشِ الهى است که نمی‌توان آن‌را براى همگان، بازگو کرد.[۵] پس سر الاسرار، حقیقت هر چیزی است که نمی‌توان آن‌را فاش و آشکار کرد.[۶]
ابن عربی در کتاب دیگری می‌گوید: «پس او (پیامبر) آقاى تمام عالم و اولین ظاهر در وجود بود … و نزدیک‌ترین مردم به او على بن ابی‌طالب -رضى الله عنه- بود که امام عالم و سرّ تمامى پیامبران است».[۷]
۲٫ «المهندس فى الغیوب اللاهوتیه»: غیوب، جمع غیب، به معنای هر آن چیزى است که با حواس ظاهری ادراک آن ممکن نباشد.[۸] و هر چیزی که خدا آن‌را از خلق پنهان می‌کند.[۹] از این‌رو لاهوتی‌اند؛ زیرا لاهوت، جنبه الهى و ناسوت، جنبه بشرى دارد.[۱۰]‏ گاهى به آن «غیب هویت» و «غیب مطلق» می‌گویند که مراد، ذات حق به اعتبار لا تعین است و گاهی به آن «غیب مکنون» و «غیب مصون» گفته می‌شود که مراد، سرّ ذاتى و کُنه واجب باشد از جهت آن‌که مصون است از اغیار و مکنون(پوشیده) است از عقول و ابصار.[۱۱]
لاهوت عبارت است از عالم ذات واجب؛ و جبروت یعنی عالم اسماء و صفات؛ و ملکوت یعنی عالم ارواح و نفوس.[۱۲]
۳٫ «السّیاح فى الفیافى الجبروتیّه»: «الفَیف»، به مکان مسطح و بیابانى که آبى در آن نباشد گفته می‌شود؛ مانند «فیفاه» و «فیفاء».[۱۳] این جمله به معنای «سیاحت‌کننده در بیابان‌های عالم جبروت».
۴٫ «صوره الامانه الالهیّه»: این فقره اشاره است به این آیه شریفه: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا»؛[۱۴] «همانا ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین عرضه داشتیم و همه از برداشتن آن ابا کردند و انسان آن‌را حمل کرد به درستى که او بسیار ظلم‌کننده و نادان بود».
طبق برخی روایات؛ این امانت، همان ولایت است.[۱۵]
معناى صورت امانت؛ یعنى حقیقت و فعلیت ولایت الهی.[۱۶]
۵٫ «الْوالى لِلْوَلایَهِ النّاسوتیَّهِ»؛ یعنی این‌که امام علی(ع) بر عالم ناسوت(دنیا و نشئه انسانی) ولایت الهی دارد.
۶٫ «حقیقه النّقطه البائیه»: این فقره اشاره به حدیث مشهورى است که به امام علی(ع) نسبت می‌دهند که؛ «تمام قرآن در باء بسم الله است و من نقطه زیر این باء هستم‏».[۱۷]
این کلمه در اصطلاح عرفانی، کنایه و تمثیل است از مظهر اول و تجلّى نخستین بودن آن وجود پاک؛ یعنى چنانچه در عالم کتابت و تدوین الفاظ و تصویر حروف، هر لفظى که موجود می‌شود اول تعیّن هستى او، از مقام نقطه تجلّى نموده، سپس آن لفظ و حرف موجود خواهد شد و همچنین در عالم کتابت تکوینى نیز نخستین تعیّن جمیع موجودات از مشرق ولایت که نَفَس رحمانى و فیض مقدس است طلوع نموده، سایر ماهیات را روشن می‌نماید و چنانچه تمامى الفاظ و حروف مفصّله در حقیقت نقطه به‌طور اجمال موجود است، ولایت نیز به‌طور بساطت داراى حقیقت جمیع موجودات است.[۱۸]
برخی نیز گفته‌اند: باء عالم ذات است، و نقطه باء عالم صفات، و حرکت باء عالم افعال. بنابراین معناى حدیث آن است که حضرت علی(ع) تعیّن اول و مظهر صفات واجب تعالى است.[۱۹]

 


[۱]. مرعشی شوشتری، قاضى نور الله‏، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ‏۳۳، ص ۱۵۰، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی‏، چاپ اول‏، ۱۴۰۹ق.
[۲]. مانند: موسوى خلخالى، سید صالح، شرح مناقب محیى الدین عربى، ص ۶۹، قم، مطبوعات دینى، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
[۳]. إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ‏۳۳، ص ۱۵۰ – ۱۵۱؛ شرح مناقب محیى الدین عربى، ص ۶۹ – ۷۰؛ تهرانى، سید محمد حسین، معاد شناسى، ج ‏۹، ص ۴۹۰ – ۴۹۱، مشهد، ملکوت نور قرآن، چاپ یازدهم، ۱۴۲۳ق.
[۴]. شرح مناقب محیى الدین عربى،  ص ۷۱٫
[۶]. ر. ک: محیى الدین بن عربى،‏ محمد بن على‏، الفتوحات المکیه، ج ‏۲، ص ۴۷۹، بیروت، دار الصادر، چاپ اول‏، بی‌تا؛ قشیری، ابوالقاسم عبد الکریم،‏ کتاب عبارات الصوفیه و معانیها(اربع رسائل فى التصوف)، ص ۵۱، بغداد، مطبعه المجمع العلمى العراقى‏، چاپ اول‏، ۱۳۸۹ق؛ کاشانى‏، عبد الرزاق، اصطلاحات الصوفیه، ص ۳۵، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول‏، ۱۴۲۶ق.
[۷]. محیى الدین بن عربى،‏ محمد بن على‏، الفتوحات المکیه، ج ‏۱، ص ۱۱۹، بیروت، دار الصادر، چاپ اول‏، بی‌تا.
[۸]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن‏، ص ۶۱۶، بیروت،  دار القلم‏، چاپ اول، ۱۴۱۲ق؛ مصطفوى، حسن‏، التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، ج ‏۷، ص ۳۵۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ سوم‏، ۱۴۳۰ق.
[۹]. جرجانی، سید شریف على بن محمد، کتاب التعریفات‏، ص ۱۱۹، تهران، ناصر خسرو، چاپ چهارم‏، ۱۳۷۰؛ کاشانى‏، عبد الرزاق، لطائف الأعلام فى إشارات أهل الإلهام‏، ج ۲، ص ۵۴۷، قاهره، مکتبه الثقافه الدینیه، چاپ اول‏، ۱۴۲۶ق.
[۱۰]. ر. ک: همدانى‏، عین القضات، دفاعیات(شکوى الغریب)، ص ۷۴، تهران، منوچهرى، چاپ دوم‏، ۱۳۸۵؛‏ بقلى شیرازى‏، روزبهان‏، مشرب الأرواح‏، ص ۱۹۶، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول‏، ۱۴۲۶ق؛ انور فؤاد ابى خزام‏، معجم المصطلحات الصوفیه، ص ۱۵۰، بیروت، مکتبه لبنان الناشرون‏، چاپ اول‏، ۱۹۹۳م.
[۱۱]. شرح مناقب محیى الدین عربى، ص ۷۲٫
[۱۳]. فیروز آبادى، محمد بن یعقوب‏، القاموس المحیط، ج ‏۳، ص ۲۴۵، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول‏، ۱۴۱۵ق.
[۱۵]. صفار، محمد بن حسن،‏ بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(ص)، ج ‏۱، ص ۷۶، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی‏، چاپ دوم‏، ۱۴۰۴ق.
[۱۶]. شرح مناقب محیى الدین عربى، ص ۷۳٫
[۱۷]. صدر المتألهین‏ شیرازی، مفاتیح الغیب، ص ۲۱، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى‏، چاپ اول‏، ۱۳۶۳ش؛ با اندکی تغییر در: قیصری، داود، شرح فصوص الحکم، مقدمه ‏قیصرى، ص ۱۱۸، تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى‏، چاپ اول‏، ۱۳۷۵ش.
[۱۸]. شرح مناقب محیى الدین عربى، ص ۷۴؛ نیز ر.ک: مفاتیح الغیب، ص ۲۱ – ۲۲؛ الفتوحات المکیه، ج ‏۱، ص ۱۰۲٫
[۱۹]. ر.ک: شرح مناقب محیى الدین عربى، ص ۷۴٫

ادامه مطلب + منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *