ارتباط میان «فطرت» و «فاطر» با «فاطمه»[س] چیست؟

(چگونه می توانیم آیه ۳۰ سوره روم «…فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها…» را که در روایات تعبیر به ولایت شده، آن گونه بحث کنیم که رابطه آیه را با حضرت زهرا لمس کنیم؟ در این آیه ربط بین فطرت و فاطر و فاطمه چیست؟)

سوره روم/ آیه ۳۰: «…فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها…»

در ابتدا لازم است یادآوری شود که در معنی و تفسیر قرآن، باید قرائن موجود همچون آیات دیگر، روایاتی که از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ به عنوان مفسران اصلی قرآن به ما رسیده است و همچنین قرائن عقلی را باید در نظر گرفت آنگاه نتیجه گرفت، و به هیچ وجه حق نداریم و لو این که مطلب کوچکی باشد را بر آیات قرآن تحمیل کنیم، چون این عمل تفسیر به رأی شمرده می‌شود، که عقاب و عذاب سختی در پی دارد.[۱]

فرق فطرت و فاطر و فاطمه: فطرت و فاطر، از ماده «فطر» است که در اصل به معنای شکافتن طولی است، ولی کاربرد فطرت در قرآن، همان خلقت و ایجاد نمودن، و ابداع است، و فاطر یعنی خالق و ایجاد کننده[۲] و فاطم و فاطمه از ریشه «فطم» به معنای از شیر گرفتن نوزاد، و جدا، و قطع شدن آمده،[۳] و فاطمه را بدان جهت فاطمه گویند که از شر و بدی ها فاصله دارد و یا به این خاطر که او و شیعیانش از آتش جهنم به دور هستند و… .[۴]
از بیان فوق بدست آمد، که فاطمه با فاطر و یا فطرت ربط لغوی ندارند، و بر ربط غیر لغوی هم دلیلی در ذیل آیه‌ی مذکور نیافتیم، هرچند در ذیل برخی آیاتی دیگر روایاتی وارد شده که بعداً بیان می‌شود.

اما معنای آیه مورد پرسش: آنچه از روایات به دست می‌آید، دو معنی در بین آن معروف‌تر و مشهورتر است، که به برخی روایات در این زمینه اشاره می‌شود.
الف: فطرت توحیدی: عده‌ی کثیری از مفسرین، فطرت را به معنای فطرت توحیدی، اسلام، دین[۵] گرفته‌اند که روایات عدیده‌ای این امر را تأیید می‌کند، از جمله امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: …هی الاسلام فطرهم الله حین اخذ میثاقهم علی التوحید…[۶]
و همچنین امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: فطرهم علی المعرفه به[۷] یعنی خداوند مردم را بر معرفت و شناخت خویش آفریده و این معرفت را در خمیر مایه آنها قرار داده است.

ب: ولایت: در مجموعه‌ای از روایات «فطره الله» به ولایت تفسیر شده است، منتهی در برخی از آنها در کنار توحید و رسالت آمده، مانند آنچه که از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده است که حضرت فرمود: علی التوحید، و محمد رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ و علی امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ ، [۸] و در برخی از آنها فقط به ولایت تفسیر شده است، مانند آنچه امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: هی الولایه[۹] یعنی فطرت همان ولایت است. البته باید توجه کرد که بین این روایات تنافی و تضاد نیست؛ چون توحید مراتبی دارد یکی از مرتبه‌های آن توحید افعالی است، و این مرتبه نیز شاخه‌ هایی دارد که یکی از آنها توحید در ولایت است و ولایت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار در طول ولایت خداوند متعال است.[۱۰] لذا تنافی و تضاد برداشته می‌شود، چون معرفت به ولایت ائمه ـ علیهم السّلام ـ برگشت به توحید دارد.

با توجه به آنچه گفته شد، آیه‌ی مذکور به صورت مستقیم شامل فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ نمی‌شود مگر به این صورت که بگوئیم: ولایت ائمه ـ علیهم السّلام ـ از فاطمه ـ سلام الله علیها ـ جدا نیست، چون همه نور واحدند، ولی با توجه به آیات و روایات عدیده‌ای که در فضیلت صدیقه اطهر، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ داریم هیچ نیازی نیست که ما با تلاش و توجیه آیه‌ی مذکور را منطبق بر حضرت کنیم، و یا آن حضرت را مشمول آیه بدانیم، برای استفاده و بهره‌برداری بیشتر به برخی آیات و روایات وارده در شأن و منزلت صدیقه اطهر اشاره می‌کنیم:

الف: آیات:
۱٫ آیه‌ی تطهیر «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»[۱۱] خدا چنین اراده فرموده که رجس (ناپاکی و گناه) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاک و منزه گرداند، حدود ۱۶ نفر از صحابه، و ۳۰۰ نفر از غیر صحابه نقل کرده‌اند که آیه‌ی فوق، در منزل ام سلمه، درباره پنج تن آل عبا (پیامبر، علی، ‌فاطمه، حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ ) وارد شده است.[۱۲]
۲٫ آیه مباهله: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ…»[۱۳] پس بگو (ای پیامبر) بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله برخیزیم (یعنی در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم، به اتفاق شیعیان[۱۴] و اکثریت قاطع اهل سنّت[۱۵] مراد از «نسائنا» فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ است.
۳٫ «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ»[۱۶] پس حضرت آدم از خداوند کلماتی را فرا گرفت و آن کلمات را وسیله قبولی توبه خویش قرار داد، و خداوند توبه ‌او را پذیرفت،‌ در روایتی از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ رسیده است که آن کلمات این بود: أسألک بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین الا ثبت علی فتاب، به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین توبه مرا قبول فرما.
۴٫ «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمهُنَّ»[۱۷] هنگامی که (خداوند) ابراهیم را با کلماتی امتحان فرمود، و او به خوبی از عهده امتحان برآمد.
در روایتی امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: مراد از «کلمات» همان است که حضرت آدم دریافت نمود یعنی اسألک بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین»[۱۸] پروردگارا، به حق محمد، علی فاطمه و حسن و حسین از تو درخواست می‌نمایم که توبه مرا بپذیری.
و همچنین آیه‌ی مودت[۱۹] و سوره کوثر و… در شأن و عظمت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ وارد شده اند.

ب: ‌روایات:

فضائل حضرت در روایات بیش از آن است که بتوان عناوین آنها را فقط بیان نمود، لذا پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: الویل ثم الویل لمن شکّ فی فضل فاطمه.[۲۰]
وای سپس وای، و خشم و عذاب خدا بر کسی که در فضیلت فاطمه شک کند،. که در اینجا به عناوین برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
۱٫ فاطمه کسی است که وقتی پا به دنیا گذاشت، مکه و جهان با نور او نورانی شد، فلما سقطت الی الارض اشرق منها النور؛[۲۱]
۲٫ زهرا کسی است که هنگام به دنیا آمدن به توحید و رسالت و ولایت شهادت داد: و قالت اشهد ان لا اله الا الله و ان ابی رسول الله و ان بعلی سید الاوصیاء… ،[۲۲]
۳٫ و فاطمه کسی است که ۷۵ روز یا ۹۵ روز بعد از پدر ملائکه با او سخن می گفتند: انما سمّیت فاطمه محدّثه لان الملائکه کانت تهبط من السماء….؛[۲۳]
۴٫ و زهرا کسی است که وقتی در لحظات آخر عمر پدر بزرگوارش، اشک می‌ریخت؛ پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: و الذی بعثنی بالحق لقد بکی بکائک عرش الله، ما حوله من الملائکه و السموات و الارضون، و ما فیها[۲۴] قسم به آن کسی که مرا به رسالت برانگیخت همانا از گریه‌ تو عرش خداوند و ملائکه و آسمان‌ها و زمین و تمام موجودات گریستند.

نتیجه این شد، که آیه مورد سؤال به صورت مستقیم ربطی به فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ندارد، و همچنین بین فاطر و فطرت، و بین فاطمه از نظر لغوی ارتباطی نیست.
ولی آیات عدیده‌ای چون آیه تطهیر، مباهله، مودت، سوره کوثر و روایات کثیره‌ای بر فضیلت آن بانوی با عظمت دلالت دارد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱٫ فاطمه زهرا، علامه امینی، با تحقیق محمد امینی نجفی، ص۴۹ـ۳۳۴٫
۲٫ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا س ، محمد دشتی.
۳٫ فاطمه زهرا ، سیدمحمد کاظم قزوینی.
۴٫ فاطمه زهرا بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی.

پاورقی ها:
[۱] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، ‌داراحیاء‌التراث العربی، ج۸۹، ص۱۰۷ـ۱۱۱٫
[۲] . راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، دفتر نشر کتاب، چاپ دوم، ۱۴۰۴هـ ، ص۳۸۲٫
[۳] . المنجد، بیروت، دارالمشرق، چاپ بیست و یکم، ص۵۸۸٫
[۴] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء للتراث العربی، ج۴۳، ص۱۰و۱۴٫
[۵] . ابوعلی طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت دارالمعرفه، چاپ دوم، ۱۴۰۸ هـ ، ج۷-۸، ص۴۷۴٫
[۶] . فیض کاشانی، محسن، تفسیر الصافی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۴۰۲ هـ ، ج۴، ص۱۳۲٫
[۷] . همان، ج۴، ص۱۳۲٫
[۸] . همان، ص۱۳۲٫
[۹] . همان، ص۱۳۱٫
[۱۰] . سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، انتشارات اسلامی، ج۲، ص۳۳۶ـ۳۴۵٫
[۱۱] . احزاب/ ۳۳٫
[۱۲] . امینی، عبدالحسین، فاطمه زهرا، با تحقیق از محمد امینی، تهران، انتشارات استقلال، چاپ اول، ۱۳۷۶، ص۵۳ـ۵۵ و ر.ک: الغدیر، ‌ج۱، ص۵۰؛ ج۳، ص۲۴و۱۹۶؛ ج۵، ص۴۱۶؛ ج۶، ص۱۷۰؛ ج۹، ص۳۴۸٫
[۱۳] . آل عمران/ ۶۱٫
[۱۴] . فاطمه زهرا، همان، ص۶۸و۶۹٫
[۱۵] . ر.ک: مسلم، صحیح کتاب فضائل الصحابه، ج۴، ص۱۸۷۱، ح۳۲، احمدبن حنبل، مسند، ج۱، ص۱۸۵؛ و سنن ترمزی، ‌ج۵، ص۶۳۸، ‌ح۳۷۲۴، و…
[۱۶] . بقره/ ۳۷٫
[۱۷] . بقره/ ۱۲۴٫
[۱۸] . ر.ک: بحارالانوار، پیشین، ج۱۱، ص۱۷۶ و ر.ک: قندوزی، ‌ینابیع الموده، ص۹۷٫
[۱۹] . شوری/ ۲۳٫
[۲۰] . رحمانی، فاطمه زهرا، ص۱۰۲،‌ به نقل از مجله مبلغان شماره ۳۲، ص۱۸٫
[۲۱] . بحارالانوار، پیشین، ‌ج۱۶، ص۸۰و۸۱، ج۴۳، ص۲و۳٫
[۲۲] . همان، ج۴۳، ص۳٫
[۲۳] . همان، ج۲۶، ص۷۵٫
[۲۴] . همان، ج۲۲، ص۴۹۱و۴۸۴٫

 مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات، حوزه علمیه قم

ادامه مطلب + منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *