اکسیر زندگی

اکسیر زندگی

زمانی میامیِ شاهرود در دبیرستان شبانه روزی آن جا فعالیت می کردم. روزی منزل حاج آقای م‍ؤمنی که یکی از عالمان وارسته آن جا بود رفتم. ایشان به دلیل تقوا و علم و ساده زیستی شان بین مردم جایگاه معنوی بالایی داشتند. آن روز ایشان تصمیم داشتند به ملاقات بیماری، پدر یکی از طلاب قمی بود، بروند. من هم با چند نفر همراه ایشان رفتیم.

وقتی منزل آن بیمار رسیدیم. دیدیم که پیر مردی در بستر بیماری آرمیده بود و ناله می کرد. او با زحمت می خواست جلوی حاج آقا بلند شود ولی حاج آقا به او اجازه نداد. کمی که نشستیم حاج آقای مؤمنی برای ایشان دعا و حمد شفا خواندند و به ایشان گفتند که بیماری اگر با صبوری همراه شود سبب غفران گناهان می شود و… هر چه حاج آقا مؤمنی از ایشان بیشتر تفقد می کرد و به سخنان ایشان بیشتر گوش می داد بیمار رنگش باز تر می شد. حاج آقا زیاد ملاقات را طول ندادند وقتی یالله گفتند و خداحافظی کردند باورم نمی شد همان بیمار تمام قد بلند شد و تا دم در ما را همراهی کردند. بی درنگ یادم به قسمتی از کتاب ویکتور فرانکل افتادم همو که کتاب های انسان در جستجوی معنا و پزشک و روح و خدا در ناخودآگاهش معروف است. متن زیر برگرفته از کتاب خدا در نا خودآگاه او ست.

روحیه، معنا و باورها، اکسیرهایی هستند که سراسر زندگی را تبدیل به طلای نشاط، پویایی و امید می سازند، به گونه ای که در یک کلام می توان گفت: «انسان، نان باورهایش را می خورد و به آنها زنده است.

روحیه نداشتن و احساس بی ارزشی، یعنی مات شدن در صحنه زندگی و باختن سرمایه هستی. در مقابل، توجه به سرمایه وجودی خود و سیراب شدن از جهان بینی و ایدئولوژی دینی یعنی دمیده شدن روحی تازه در کالبد بی رمق و پژمرده جسم خاکی انسانها.

ما در این سرای تزاحم ها و تعارض ها با ناکامی ها و بلاها روبه رو می شویم و بیشتر از هر چیز، نیازمند روحیه و معنا هستیم و با همین روحیه و باورهایمان است که خورشید امید و معنا را از پشت کوه های یأس و ناکامی جلوه گر می سازیم.

از جمله کارهای با ارزشی که در این راستا برای ناکامان روحی صورت گرفته است، خدمات پزشکی (medical ministry)است که کار آن، رسیدگی به وضع روحی بیمار در دوران بیماری است. از حدود اوایل دهه ۱۹۶۰م، در بسیاری از دانشگاه های بزرگ آمریکا این مسئله مطرح گردید که درمان بیمار، تنها با دارو و سایر مراقبت های پزشکی میسّر نیست و اثرات درمانی این خدمات به میزان زیادی به روحیه بیمار بستگی دارد. هر قدر روحیه بیمار بهتر باشد، سرعت درمان وی بیشتر و خدمات درمانی، بهتر و موثّرتر است.

برای تأمین این نظر، در هیوستون امریکا در مجتمع عظیمی که مرکب از بیش از پانزده بیمارستان و درمانگاه و چند دانشکده پزشکی است، مرکزی به نام مؤسسه مذهب (Institute of Religion) به صورت یک مرکز آموزشی با دوره چهارساله به وجود آمد. دانشجویان این مؤسسه در رشته «خدمات روحانی پزشکی» لیسانس می گیرند.

در این مؤسسه، هیچ نوع دین یا مذهب خاصی به طور انحصاری مورد نظر نیست و آموزش داده نمی شود. علاوه بر آموزش ادیان، مقولات و موضوعات فلسفی ـ اخلاقی، روانشناسی و روانکاوی در برنامه آموزشی قرار دارد. فارغ التحصیلان این مؤسسه، در بیمارستان ها در کنار سایر خدمات پزشکی با استفاده از اعتقادات مذهبی خود بیمار، خدمات معنوی ـ روحی به بیمار می دهند، یا برای انجام دادن فرایض دینی به وی کمک می کنند. همچنین در برنامه آموزشی دانشجویان پزشکی، چند واحد از دروس این مؤسسه گنجانیده شده، تا پزشکان نیز بدانند که توجه و رسیدگی به ذهن یا روان بیمار و معتقدات او، در درمان بیمار، نقش مؤثر و تعیین کننده ای دارد.

آری، انسان، فقر محض است و بی خدا هیچ! با جریان یافتن دین در رگهای روحی و معنوی انسان، زندگی معنا، نشاط و پویایی می یابد و البته دیو سیاه پوچی و نیستی، مهمان و آفت روحی کسانی است که دین را افیون می خوانند و با بستن چشم های خود، آفتاب پر فروغ عالم افروز را منکر می شوند.[۲]
کانال های مارو هم امتحان بکن:

تلگرامسروشگپ

ادامه مطلب + منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *