باب واسطه میان امام و شیعیان

در ارتباطات بسیار پنهانی امام با شیعه، گاه لازم است اسرار تشکیلاتی، غیرمستقیم و به وسیله ی «واسطه ها» میان امام و شیعیان مبادله شود؛ این یک تدبیر کاملا معقول است. هنگامی که چشمها و گوشهای بیگانه با ولعی هر چه بیشتر در انتظار کشف ارتباطات شیعیان با امام اند – در موسم حج، در زیارت مدینه، در رفت و آمد کاروانها از شهرهای دوردست … – هرگونه رابطه ای میان امام و افراد، اگر به وسیله ی جاسوسان خلیفه کشف شود، می تواند سرنخ دنباله داری به سوی اعماق تشکیلات شیعه باشد. در این مواقع، امام، خود نیز افراد را به ملایمت و گاه به عتاب، از خود دور می ساخته است. به سفیان ثوری می گوید: «تو مورد تعقیب دستگاهی، و پیرامون ما جاسوسان خلیفه، هستند. تو را طرد نمی کنم، ولی از نزد ما برو.» [۷۹].
برای کسی از شیعیانش که در راه به او برخورد کرده و از روی تقیه، روی از او
[صفحه ۹۸]
برگردانیده، از خدا طلب رحمت می کند و کسی را که در موقعیتی مشابه، با احترام به او سلام داده، مورد نکوهش قرار می دهد. [۸۰].
در چنین مواردی لازم است میان امام و این کسان – که احیانا به اشاره و فرمان امام یا اطلاع او از راز و گزارششان محتاجند – کسی واسطه باشد. این واسطه، «باب» است. «باب» قاعدتا باید از زبده ترین و نزدیک ترین یاران امام باشد، و نیز از پربارترین آنها از لحاظ خبر و اطلاع. باید همان زنبور عسلی باشد که اگر حشرات موذی بدانند در اندرون او چیست، قطعه قطعه اش می کنند و شهدش را می ربایند. [۸۱] و تصادفی نیست که می بینیم این «باب» ها غالبا مورد تعقیب و انتقام سرسختانه ی حکومت قرار گرفته اند. یحیی بن ام طویل – «باب» امام سجاد علیه السلام – با آن وضع فجیع کشته می شود. [۸۲] جابر بن یزید جعفی – «باب» امام باقر علیه السلام – جنون تصنعی اش را برملا می سازد و از کشته شدن، که دستور آن از طرف خلیفه چند روز پیش از دیوانگی اش به حاکم کوفه رسیده بود، می رهد. محمد بن سنان – «باب» امام صادق علیه السلام – نیز اگر در معرض چنین خطراتی قرار نمی داشت، شاید امام – که در مواردی به صراحت از او اظهار رضایت و تمجید فرموده – او را به ظاهر مورد طرد خود قرار نمی داد. تبری جستن و اظهار بیزاری امام از یک راوی معروف و شناخته شده که بارها رضایتمندی امام از وی به گوش نزدیکان و خواص رسیده، به گمان قوی هیچ موجبی جز یک تاکتیک تشکیلاتی نخواهد داشت.
[صفحه ۹۹]
وکیل چه کسی است؟
همین سرنوشت در انتظار «وکیل» نیز هست. حافظ و مباشر جمع آوری و تقسیم اموالی که در اختیار امام است، بی گمان از اسرار زیادی باید آگاه باشد که کمترین و کوچک ترین آنها، نام مؤدیان و گیرندگان آن اموال است؛ و این برای دشمنان تشکیلات امام طعمه ی کوچکی نیست. سرنوشت عبرت انگیز معلی بن خنیس – «وکیل» امام صادق علیه السلام در مدینه – و اظهارات تقیه آمیز امام درباره ی مفضل بن عمر، «وکیل» آن حضرت در کوفه، نمونه ی روشن و روشنگری بر این مدعا است.
برگرفته از کتاب پیشوای صادق علیه السلام نوشته آیت الله سید علی خامنه ای

محتواهای مرتبط

ادامه مطلب + منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *