تلظی!

آذر
۵
۱۳۹۶

تلظی!Reviewed by مهندس طلبه on Nov 26Rating: 5.0تلظی!

نمیدونم تاحالا تجربه تشییع جنازه یک میت رو داشتید یا نه؟! آیا رفتید زیر تابوت یا نه؟ آیا تابوت رو روی شونه هاتون گذاشتید یا نه؟!
معمولا توی تشییع جنازه سه یا چهار نفری میرن زیر جنازه و کل سنگینی میت میره روی شونشون. از اون طرف ده ها نفر فقط برای چند لحظه میت رو با چند انگشتِ دستشون مشایعت میکنن که به ثوابِ تشییع جنازه برسن و مبادا از ثوابش جا بمونن!
بیچاره سه چهار نفری که واقعا زیر جنازه میت رفتن! چون بعد از تشییع جنازه یه کمردرد حسابی گرفتن (مخصوصا اگه میت سنگین وزن باشه!) و بقیه سیاه لشگرِ تششیع کننده هم با خیال راحت به زندگیشون ادامه میدن!
حالا داستان مجموعه های فرهنگی هم به همین صورته. معمولا یکی دو نفر توی یه مجموعه فرهنگی میرن زیر جنازه میت و چند سال عمر و وقت و هزینه رو صرف اون کار فرهنگی میکنن و در کنارش کلی ادم (سیاه لشگر) یه مدت محدود در کنار این مجموعه فرهنگی میمونن.
اخر کار هم یکی دو نفر میمونن و یه عمری که برای کار گذاشتن و احتمالا کلی بدهی و …
داستان فعالیت فرهنگی منم همین طوره. شاید یه زمانی بیش از ۵۰ نفر دور و بره کار فرهنگیمون بودن. ولی الان یکه و تنها!
الان باید حدود ۱۲ ساعت توی هر روز وقت بذارم تا شاید شاید این حرکت ادامه پیدا کنه. در کنار وقت گذاشتن هم از خرج ماهی ۳ یا ۴ میلیون نمیشه گذشت. که به زور ۵۰۰ هزار تومنش رو میشه از خود شاگردانِ این مجموعه فرهنگی گرفت و باید ۲ تا ۳ میلیون رو هر ماه از جیب مبارک بدم!
آخرشم که با کلی بدهی و اضطراب، داری خرج ماهیانه مجموعه فرهنگی رو حساب کتاب میکنی که ناگهان یکی از شاگردانِ خوش انصافت که این ترم پولی بابت کلاسها نداده از راه میرسه و با کمال جسارت میگه پول واسه چی میگیرید،‌ مگه برای خدا کار نمیکنید!!!
ادم میمونه چی بگه. گریه کنه یا بخنده. یکی نیست بگه بنده مومن خدا، من برای این کارها پول نمیگیرم، درست! ‌ولی اجاره سرور فلان نرم افزار که پول میخواد، یا فلان شرکت اخر ماه یک ریالش رو کم بدم سایت رو میخوابونه، یا ده ها هزینه دیگه که ….
نمیدونم چی کار باید کرد. ادامه داد یا تعطیل کرد. شایدم تعطیلی بهترین گزینه باشه، نمیدونم! شاید منم باید مثل هزاران طلبه که سرشون توی کتاب و درس خودشون و راحت دارن زندگی میکنن به زندگیم بپردازم.
نمیدونم. چند ماهه دنبال یه دفتر کار برای این مجموعه فرهنگی کذا هستم. به عالم و ادم رو زدم. ولی دریغ از یک جواب درست!
بگذریم…
خیلی ها از وضعیت فرهنگیِ جامعه گلایه میکنن. من گلایه ای ندارم. فقط میگم ما مذهبی ها حقمونه که وضعمون این بشه. از ماست که بر ماست!
شاید میگی دلیلش چیه!
خیلی از ماها حاضریم برای شکممون کلی هزینه کنیم، یا برای خرج هر ماه موبایلمون یا اینترنتمون یا گوشی و هزار چیز بی خوده دیگه هزینه کنیم، ولی تا یک ریال برای یه کار فرهنگی میخواهیم هزینه کنیم کلی سوال و جواب و گلایه و …. میکنیم که اِی اقا جان، کار فرهنگی که برای رضای خداست. چرا پول میگیرد!
خب معلومه کارهای فرهنگیمون در حد اماتور باقی میمونن و یا شکست میخورن! چاره ای دیگه ندارن. مثال واضحش سایت یکی از دوستانِ طلبم که به بیش از ۱۶ زبان دنیا فیلم تبلیغی تولید میکرد. دقت کنید ۱۶ زبان دنیا. (یک دقیقه فکر کن! ببین اسمِ ۱۶ زبان دنیا رو میتونی بگی!!)
هر وقت به سایتش سر میزدم تا چند وقت انرژی میگرفتم که یه طلبه چطور داره به ۱۶ زبان زنده دنیا فیلم تولید میکنه و داره با قدرت به پیش میره.
ولی چند روز پیش که به سایتش سر زدم دیدم نیمه تعطیل شده. البته واقعیت اینه که کامل تعطیل شده و فقط مثل ماهی که از اب بیرون میفته در حال جون دادنه. کل زبان هاش تعطیل شده بود و داشت نفس های اخرش رو میکشید.
خب طبیعیه دیگه، کار وقتی بزرگ میشه نیاز به پول زیادی داره. و چون هیچ کس حاضر نیست یک ریال برای این کارها پرداخت کنه،‌تمام این کارهای فرهنگی کم کم رو به خاموشی میره!
حالا حکایت منم همون حکایت ماهیه! افتادم بیرون و آب و دارم نفسای اخرم و میکشم. البته تمام تلاشم رو میکنم ولی چه بخوام و چه نخوام نفسای اخره.
وقتی از ساعت ۴ صبح تا ۱ نصف شب باید همه کارهات رو تعطیل کنی و به این مجموعه فرهنگی بپردازی یعنی از طراحی سایت،‌ پشتیبانی سایت، تدریس،‌پاسخ به تلفن ها ده ها کار دیگه،‌خودتون قضاوت کنید تا کی میشه ادامه داد!
این متن رو بعد از چند سایت توی سایت مهندس طلبه نذاشتم که کسی بخونه. چون سایت مهندس طلبه دیگه تقریبا تعطیل شده. بیشتر خواستم بعد از چند سال با همون قلم همیشگی بنویسم که کمی سبک بشم. ما که چاهی نداریم که باهاش درد و دل کنیم. این کامپیوتر و کیبورد تنها راهیه که میشه کمی باهاش درد و دل کرد و سبک شد.
اگه از متن بالا هیچی هم نفهمیدید بهتون حق میدم. چون بیشتر برای دل خودم نوشتم نه دیگران. حلال کنید اگه وقتتون رو بابت خوندنش گرفتم
همه شما رو به خدای تلظی میسپارم…
یاعلی مددی


درباره نویسنده:

من متولد شهر مقدس تهرانم!
پدرم پزشک و مادرم استاد دانشگاه هستند و خودم هم در مقطع کارشناسی رشته کامپیوتر(Computer) گرایش نرم افزار (Software) تحصیل کردم.
بعد از اتمام لیسانس به عللی مسیر زندگیم عوض شد و تصمیم گرفتم دانشگاه رها کنم و دیگه ادامه تحصیل ندم و بیام حوزه…



منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *