جنبه های سلبی و ایجابی دستیابی به آرامش قلبی چیست؟

برای رسیدن به آرامش توجه به نکات زیر ضرورت دارد:

۱- ناآرامی عوامل و زمینه‏ هایی دارد که باید شناسایی و برطرف شود؛ مثلاً گذراندن وقت به بیهودگی و انجام کارهای بی‏ هدف و بیهوده، خود علّت تشویش و بی ‏قراری است. در مقابل خلوت‏ گزینی، غور در باطِن و حضور در مجالس وعظ و پند و کسب معرفت آرامش ظاهری و باطنی به ارمغان می‏ آورد.

۲- برنامه ‏ریزی در امور زندگی و اختصاص اوقاتی برای تفریحات سالم، مثل پیاده روی و شنا، در آرامش انسان تأثیر شگرف دارد.

۳- مشاوره‏ های علمی و تخصصی و نیز تغذیه مناسب در تقویت اعصاب و روان مؤثر است. گرسنگی شدید و مفرط و حتی پرخوری و زیاده‏ روی در خورد و خوراک، موجب ناراحتی‏ های روحی و روانی می‏ گردد.

۴- گناه و معصیت و نافرمانی خداوند متعال از عوامل اصلی ناراحتی ‏های روانی است. گناه یعنی خارج شدن از مسیر خداوند. گناه به معنای برآشفتن و تیره ساختن درون و باطن است. روح آدمی با رسیدن به ساحل پاکی و اجتناب از گناهان، به قرار و آرامش می ‏رسد؛ چون روح با طهارت سنخیت دارد و با گناه ناسازگار است. از این رو، گناه قرار را از انسان می‏ گیرد. هر گناه قبح فعلی و قبح فاعلی در بردارد. قبح و زشتی فعلی به مفاسد موجود در خود عمل مربوط است و قبح فاعلی به شرایط ذهنی و روحی گنهکار مربوط می‏ شود. شرایط ذهنی گنهکار عبارت است از داشتن روح تمرّد، طغیان، قانون‏ شکنی و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنین روحی جز با ترک گناه به آرامش دست نخواهد یافت.

۵- انجام واجبات و انس با خدا مخصوصاً نماز اول وقت و با جماعت‏؛ در واقع آرامش قلبی ثمره یاد خدا است: «فاذکرونی أذکرکم»؛ (۱) خداوند به ما دستور داده پیوسته وی را یاد کنیم و او را حاضر و ناظر بر احول خود بدانیم. جریان حضرت یونس را که مضمون نماز غفیله‏ (مفاتیح الجنان) با ایشان ارتباط دارد، بررسی کنید. وقتی گرفتاری‏ های حضرت به بالاترین حد می ‏رسد، انس و یاد خدا او را از گرفتاری‏ ها می‏ رهاند: «لااله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین، فاستجبنا له و نجّیناه من الغمّ و کذلک ننجی المؤمنین» (۲).

امام صادق(ع) می‏ فرماید: تعجب می ‏کنم از کسی که غمگین و نگران است و به فرمایش الهی پناه نمی ‏برد؛ «لا اله الا الله انت…». چون خداوند به دنبال آن می ‏فرماید: «فنجّیناه من الغمّ و کذلک ننجی المؤمنین»(۳). خداوند به واسطه ذکر خودش حضرت یونس را از گرفتاری ‏ها نجات داد و هر مؤمنی را که به این ریسمان الهی چنگ زند، نجات خواهد داد.

۶- شرکت در مجالس عمومی دعا مثل دعای کمیل، ندبه… .
برخی بزرگان می ‏فرمایند: هیچ مشکلی نداشتم مگر این که با دعای توسّل حلّ شد. (۴)

۷- رفتن به زیارت اهل قبور و شهدا و یاد قبر و قیامت و برزخ و معاد و توجه به آرامگاه اصلی و ابدی، در رهایی از تألمات و ناراحتی‏ های دنیوی مؤثر است. اصولاً توجه صِرف به دنیا و قطع توجه از آخرت و منزلگاه قبر و برزخ، اعراض و روگردانی از یاد خدا را در پی دارد و هر که از یاد خدا اعراض کند، روزگارش تباه خواهد شد.

۸- انجام اعمال مستحبّی که شخص از آن لذت می ‏برد، اگر با استمرار و مراقبه انجام شود، در طول مدت زمان متناسب، شخص را به قرار و آرامش می ‏رساند.

در مجموع، می ‏توان گفت ناآرامی ریشه‏ هایی دارد که باید خشکانیده شود؛ آنگاه زمینه مناسب برای رسیدن به آرامش از راه‏های عقلانی و شرعی فراهم می ‏آید و انسان با توکل و اعتماد به منبع اصلی آرامش (خداوند) به مقصود دست می ‏یابد؛ «الذین آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذکرالله، الا بذکرِالله تطمئنّ القلوب»؛(۵).

در پایان توجه به این نکته ضروری است که آرامش روحی مراتبی دارد و دستیابی به آن به تدریج حاصل می ‏شود؛ درست مانند سایر ملکات روحی که با تمرین و گذشت زمان حاصل می‏ شود. رسیدن به آرامش نیز نیازمند طی این مراحل است. این مراحل بعضی جنبه سلبی دارد مانند ارتکاب محرمات که دل را آلوده و در نتیجه ناآرام می‏ کند. کسی که می‏ خواهد به آرامش واقعی دست یابد راهی ندارد جز این که در گام اول مطیع نواهی خداوند متعال شود و از آنچه حضرت حق نهی کرده اجتناب کند؛ و بعضی جنبه ایجابی دارد؛ یعنی بعد از این که دل از گرد غبار گناه پاک گردید، مستعد پذیرش حقایق و ملکات پسندیده نفسانی می ‏شود و این کار صرفاً از طریق انجام تکالیف الهی و واجبات و مستحبات امکان‏ پذیر است. بنابراین، آرامش دل محصول عبودیت محض حق تعالی است و راهکار عملی آن نیز اجتناب از گناهان و انجام واجبات و مستحبات است و در هر زمانی به تناسب استعداد و توانمندی‏ هایی که انسان دارد، متوجه او می‏ شود.

پی نوشت:

(۱).بقره/۱۵۱

(۲).انبیاء/۱۸٫

(۳). امالی شیخ صدوق، مجلس دوم

(۴).مفاتیح الجنان، مقدمه دعای توسل.

(۵). رعد /۲۸

ادامه مطلب + منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *