غسل های مستحب

[ad_1]

فهرست این نوشتار:

غسل‌هاى واجب

غسل‌هاى واجب، بنابر مشهور فقها، شش غسل است :
غسل جنابت، غسل استحاضه، غسل حیض، غسل نفاس، غسل مسّ میّت، غسل میّت.[۱] 
۱٫ مستحبّ است به هنگام غسل جنابت این دعا خوانده شود :
اَللّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبی وَزَکِّ عَمَلی وَتَقَبَّلْ سَعْیی وَاجْعَلْ ما عِنْدَکَ خَیْرآ لی. اَللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنَ التَّوَّابینَ وَاجْعَلْنی مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ.[۲] 
واگر این دعا را بخواند بهتر است :
اَللّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبی وَاشْرَحْ صَدْری وَاَجْرِ عَلى لِسانی مَدْحَکَ وَالثَّناءَ عَلَیْکَ. اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ طَهُورآ وَشِفاءً وَنُورآ، إنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ.[۳] 
ولى برخى علما این دعا را براى پس از تمام شدن غسل ذکر کرده‌اند.
۲٫ در تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام آمده است: هر کس پس از وضو یا غسل جنابت این دعا را بخواند، گناهان او همچون برگ درختان مى‌ریزد ودر مقابل هر قطره از قطرات وضو وغسل او، فرشته‌اى خلق شود که تسبیح وتهلیل وتقدیس پروردگار کند وبر محمّد وآل محمّد صلوات فرستد وثوابش از آنِ صاحب غسل یا وضو باشد وگناهانش آمرزیده شود. ودعا این است :
سُبْحانَکَ اَللّهُمَّ وَبِحَمْدِکَ، اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَسْتَغْفِرُکَ وَاَتُوبُ اِلَیْکَ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدآ عَبْدُکَ وَرَسُولُکَ وَاَشْهَدُ اَنَّ عَلِیّآ وَلِیُّکَ وَخَلیفَتُکَ بَعْدَ نَبِیِّکَ عَلى خَلْقِکَ وَأَنَّ اَوْلیائَهُ خُلَفائُکَ وَاَوْصِیائَهُ اَوْصِیائُکَ.[۴] 

 

غسل‌هاى مستحب

غسل‌هاى مستحب شصت ودو غسل است[۵] که مى‌توان آنها را در سه بخش بیان کرد :
غسل‌هاى زمانى، غسل‌هاى مکانى، غسل‌هاى فعلى.

 

اوّل: غسل‌هاى زمانى

و منظور غسل‌هایى است که به خاطر زمان خاصّى مستحب شمرده شده که به ترتیب اهمیّت بیان مى‌شود :

 

غسل جمعه

غسل جمعه از غسل‌هاى مستحبّ موکّد است، بلکه برخى علما آن را واجب مى‌دانند.[۶] واحتیاط آن است که در صورت امکان ترک نشود.
وقت غسل جمعه از اذان صبح روز جمعه تا هنگام نماز ظهر است.[۷] ومشهور آن است که هر چه به ظهر نزدیک‌تر باشد بهتر است.[۸] واگر خوف داشته باشد که در روز جمعه آب یافت نشود، مى‌تواند روز پنجشنبه غسل کند.[۹] وچنانچه قبل از ظهر روز جمعه موفّق بر غسل نشود، مى‌تواند بعد از ظهر تا شام روز جمعه بدون نیّت قضا (به نیّت ما فى الذّمه) غسل کند.[۱۰] واگر در آن زمان هم توفیق بر غسل نیافت مى‌تواند از صبح روز شنبه تا شام آن روز، قضاى آن را به جا آورَد.[۱۱] 

۱٫ در احادیث معتبر وارد شده که غسل جمعه بر مردان وزنان در سفر و حضر واجب است. البتّه به زنان اجازه داده شده که به خاطر کمبود آب در سفر این غسل را ترک کنند.[۱۲] (منظور از وجوب، استحباب مؤکّد است).
۲٫ از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «غسل جمعه پاکیزه‌کننده وکفّاره گناهان تا جمعه دیگر است».[۱۳] 
۳٫ در حدیث دیگرى از آن حضرت مى‌خوانیم که فرمود: «هر کس روز جمعه غسل کند وبه هنگام غسل بگوید: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدآ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنی مِنَ التَّوَّابینَ، وَاجْعَلْنی مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ[۱۴] این غسل ودعا او را تا جمعه دیگر پاک مى‌گرداند».[۱۵] 
وبهتر است این دعا را بخواند :
«اَللّهُمَّ طَهِّرْنی وَطَهِّرْ قَلْبی وَانْقَ غُسْلی وَاَجْرِ عَلى لِسانی مَحَبَّهً مِنْکَ».[۱۶] 
ونیز بگوید :
«اَللّهُمَّ طَهِّرْنى وَطَهِّرْ قَلْبی مِنْ کُلِّ آفَهٍ تَمْحَقُ بِها دینی وَتَبْطُلُ بِها عَمَلی».[۱۷] 
۴٫ در فقه الرّضا آمده است: بعد از فراغت از غسل جمعه بگو: اَللّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبی وَانْقَ غُسْلی وَاَجْرِ عَلى لَسانی ذِکْرَکَ وَذِکْرَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْنِى مِنَ التَّوَّابینَ وَالْمُتَطَهِّرِینَ».[۱۸] 

 

غسل شب‌هاى فرد ماه رمضان

غسل در شب‌هاى فرد ماه مبارک رمضان به خصوص شب‌هاى: اوّل،[۱۹]
پانزدهم،[۲۰] هفدهم[۲۱] (شبى که مؤمنین وکافران در منطقه بدر جمع شدند وروزبعد بزرگ‌ترین فتوحات اسلامى رخ داد[۲۲] )، نوزدهم[۲۳] (شبى که طبق برخى روایات، تقدیر یک سال در آن نوشته مى‌شود[۲۴] )، بیست‌ویکم[۲۵] (شبى که اوصیاى 
پیامبران در آن شب به شهادت رسیدند وحضرت عیسى در آن شب به آسمان رفت وحضرت موسى رحلت کرد[۲۶] وبه احتمال قوى شب قدر است)، 
بیست‌وسوم[۲۷] (که به احتمال قوى شب قدر است[۲۸] واین شب دو غسل دارد : 
یکى هنگام غروب آفتاب ودیگرى در انتهاى شب[۲۹] ) مستحبّ است.[۳۰] 
غسل شب‌هاى دهه آخر ماه رمضان
در برخى روایات آمده است که در شب‌هاى دهه آخر ماه مبارک رمضان، هر شب غسل کنید.[۳۱] 

 

غسل روز عید فطر وقربان وشب عید فطر

۱٫ غسل شب وروز عید فطر وروز عید قربان مستحبّ است.[۳۲] وبیشتر به 
نظر مى‌رسد که غسل روز را تا شب مى‌توان انجام داد، ولى بهتر قبل از نماز
عید است.
۲٫ از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «غسل عید فطر را در زیر سقف به جاى آور وبه هنگام شروع این دعا را بخوان: اَللّهُمَّ ایمانآ بِکَ وَتَصْدیقآ بِکِتابِکَ وَاتِّباعَ سُنَّهِ نَبِیِّکَ، مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ[۳۳] وپس از تمام شدن غسل 
بگو: اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ کَفّارَهً لِذُنُوبی وَطُهْرآ لِدَنَسی، اَللّهُمَّ اذْهَبْ عَنِّى الرِّجْسَ».[۳۴] 
غسل هشتم ونهم ماه ذوالحجّه[۳۵] 

 

 اوّل ووسط وآخر ماه رجب

از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: «هر کس ماه رجب را درک کند ودر اوّل ووسط وآخر ماه غسل کند، از گناهان پاک مى‌شود همانند روزى که از مادر متولّد شده است».[۳۶] 

 

غسل روز مبعث

بیشتر علما غسل روز مبعث (۲۷ رجب) را مستحب مى‌دانند، هر چند حدیث خاصّى در این باره نیافتیم.[۳۷] 

 

غسل شب نیمه شعبان[۳۸] 

 

غسل روز غدیر خم (هیجدهم ذوالحجّه)[۳۹] 
غسل روز مباهله (۲۴ ذوالحجّه)[۴۰] وبرخى معتقدند روز ۲۵ ذوالحجّه است.[۴۱] 
غسل روز دحو الأرض (۲۵ ذوالقعده)[۴۲] 
در مورد این روز نیز حدیثى یافت نشد.
غسل روز نوروز
برخى با استناد به روایت معلّى بن خنیس[۴۳] معتقد به استحباب غسل در این 
روز هستند وآن روز اوّل فروردین است.
دوم: غسل‌هاى مستحبّ مکانى
ومنظور از آن غسل‌هایى است که براى ورود به مکان خاصّى سفارش شده است :
۱٫ غسل ورود به مکّه معظّمه.[۴۴] 
۲٫ غسل ورود به داخل خانه کعبه.[۴۵] 
۳٫ غسل ورود به حرم مدینه منوّره.[۴۶] 
۴٫ غسل ورود به شهر مدینه مشرّفه.[۴۷] 
۵٫ غسل ورود به مسجد الرّسول ۹٫[۴۸] 
سوم: غسل‌هاى مستحبّ مربوط به برخى اعمال
ومنظور از آن غسل‌هایى است که براى کارى که انجام شده یا انجام خواهد شد، سفارش شده است :
۱٫ غسل احرام حج یا عمره[۴۹] وبرخى آن را واجب دانسته‌اند[۵۰] واحوط عدم 
ترک آن است.
۲٫ غسل زیارت حضرت رسول صلى الله علیه و آله از نزدیک ودور.[۵۱] 
۳٫ غسل زیارت ائمّه معصومین علیهم السلام از نزدیک ودور.[۵۲] 
۴٫ غسل استخاره به‌طور مطلق[۵۳] ، به ویژه نمازهاى مخصوص استخاره.[۵۴] 
۵٫ غسل نمازهاى حاجت.[۵۵] 
۶٫ غسل توبه از گناهان.[۵۶] 
۷٫ غسل قضاى نماز کسوف، چنانچه عمدآ ترک کرده وتمام قرص ماه گرفته باشد.[۵۷] وبرخى معتقد به وجوب این غسل هستند[۵۸] واحتیاط آن است که ترکنشود. بعضى نیز معتقدند: در صورت قضا شدن نماز کسوف، غسل مستحبّ است، هر چند تمام ماه نگرفته باشد[۵۹] واین نظریّه قوى است.
۸٫ غسل براى طواف.[۶۰] 
۹٫ غسل ذبح قربانى حج.[۶۱] 
۱۰٫ غسل فرزندى که متولّد مى‌شود.[۶۲] 
۱۱٫ غسل روز ولادت حضرت رسول صلى الله علیه و آله طبق عقیده برخى علما که در روز هفدهم ربیع الأوّل است.[۶۳] ولى به نظر مى‌رسد که غسل براى زیارت آن حضرت 
در آن روز مستحبّ است، نه خصوص این روز.
۱۲٫ غسل نماز باران.[۶۴] 
۱۳٫ غسل کشتن سوسمار کوچک.[۶۵] 
۱۴٫ غسل تماشاى کسى که به دار آویخته شده است.[۶۶] وبرخى علما معتقد به 
وجوب آن هستند.[۶۷] وبیشتر علما گفته‌اند: هرگاه انجام دادن این کار پس از سه 
روز به دار آویختن باشد غسل کردن مستحبّ است[۶۸] ، خواه به حق کشته شده 
باشد یا ناحق وخواه به طریق شرعى کشته شده باشد یا غیر شرعى.
۱۵٫ اعاده غسل‌هاى ناقص؛ برخى علما معتقدند که هرگاه بنابر ضرورت، 
غسل ناقص انجام شده باشد، مثل غسل جبیره وتقیّه، اعاده آن مستحبّ است.[۶۹] 
۱۶٫ هرگاه لباسى را دو تن به‌طور مشترک بپوشند وآثار منى در آن یافت شود ومشخّص نباشد از کدامین آن دو تن است، غسل براى هر دو مستحبّ است.[۷۰] 
۱۷٫ هر که میّت را کفن کند مستحبّ است غسل کند.[۷۱] ظاهرآ این غسل همان 
غسل مسّ میّت است که مستحبّ است پیش از کفن کردن به جا آورَد (هر چند اصل غسل مسّ میّت از واجبات است).
۱۸٫ مسّ میّت پس از غسل‌هاى سه‌گانه.[۷۲] 
۱۹٫ هرگاه کسى در حال جنابت بمیرد مستحبّ است قبل از غسل میّت یا پس از آن، او را غسل جنابت دهند.[۷۳] 
البتّه تفصیل این غسل‌ها واحکام آن در این کتاب نمى‌گنجد وان شاء الله در کتاب عبادات نوشته خواهد شد.[۷۴]

 

[۱] . غسل مستحبّى که با نذر وقسم ومانند آن واجب شده نیز از غسل‌هاى واجب است.
[۲] . ترجمه: «بار خدایا، قلب مرا پاک وعملم را ستوده گردان وکوششم را بپذیر وآنچه را در نزد تو است برایمخیر قرار ده. بار خدایا، مرا از توبه‌کنندگان وپاکیزه‌گان قرار ده».
[۳] . ترجمه: «خداوندا، قلب مرا پاک وسینه‌ام را گشاده گردان ومدح وثنایت را بر زبانم جارى کن. بار خدایا، آن(غسل من) را پاکیزگى وشفا ونور قرار ده، زیرا تو بر هر چیزى توانایى».
[۴] . ترجمه: «پروردگارا، تو از هر عیب ونقصى منزّهى ومن به ثناى تو مشغولم. معبودى جز تو نیست، از توطلب بخشش کرده وبه سوى تو توبه مى‌کنم. وگواهى مى‌دهم که محمّد بنده وفرستاده تو است. وگواهىمى‌دهم که على علیه السلام ولىّ وخلیفه بعد از پیامبر تو بر خلق تو است واولیاى او، خلفاى تو وجانشینان او،جانشینان تو هستند». تفسیر امام حسن عسکرى ۷، ص ۵۲۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۷۹، ح ۲۱٫
[۵] . سیّد یزدى در عروه الوثقى، در ابتداى بحث «الأغسال المندوبه» مى‌گوید: غسل‌هاى مستحب بسیار است.برخى آن را ۴۷ وعدّه‌اى پنجاه وگروهى بیش از شصت وجمعى آن را ۸۷ وبعضى تا صد غسل شمرده‌اند.ولى مشهور همان‌گونه که در جواهر الکلام (ج ۵، ص ۲) آمده، ۲۸ غسل است.
[۶] . جواهر الکلام، ج ۵، ص ۳٫
[۷] . وسائل الشیعه، ج ۲، ابواب الأغسال المندوبه، باب ۱۱، ص ۹۵۰٫
[۸] . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۶۱، ح ۳٫
[۹] . همان، ح ۲٫
[۱۰] . وسائل الشیعه، ج ۲، ابواب الأغسال المندوبه، باب ۱۰، ص ۶۴۹٫
[۱۱] . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۶۱، ح ۳٫
[۱۲] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۴۳، باب ۶، ح ۱ و۲ و۳ و۶ و۱۷ و۱۹ و۲۰٫
[۱۳] . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۶۱، ح ۲۲۹٫
[۱۴] . ترجمه: «شهادت مى‌دهم که معبودى جز ذات پاک خداى یکتا نیست، او یگانه است وشریکى ندارد.وشهادت مى‌دهم که محمّد ۹ بنده وفرستاده اوست. پروردگارا، بر محمّد وآل محمّد درود فرست ومرادر زمره توبه‌کنندگان وپاکیزگان قرار ده».
[۱۵] . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۶۱، ح ۲۲۸٫
[۱۶] . ترجمه: «بار خدایا، مرا پاک وقلب مرا پاکیزه گردان وغسل مرا پاک و طاهر قرار ده وچشمه‌اى از محبّتت رابر زبانم جارى فرما».
[۱۷] . ترجمه: «بار خدایا، مرا تطهیر کن وقلبم را از هر آفتى که دین مرا نابود سازد وعملم را باطل کند پاکیزهگردان».
[۱۸] . ترجمه: «خدایا، قلب مرا پاک وغسلم را پاکیزه گردان ویاد خودت ویاد پیامبرت محمّد ۹ را بر زبانمجارى ساز ومرا از توبه‌کنندگان وپاکان قرار ده». فقه الرّضا ۷، ص ۱۷۵٫
[۱۹] . وسائل الشیعه، ج ۲، ابواب الأغسال المندوبه، باب ۱، ح ۳ و۶٫
[۲۰] . همان، ص ۹۵۳، ح ۹٫
[۲۱] . همان، ص ۹۳۹، ح ۱۱٫
[۲۲] . بحارالأنوار، ج ۸۱، ص ۵، ح ۶٫
[۲۳] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۳۹، ح ۱۱٫
[۲۴] . همان، ج ۷، ص ۲۵۹، ح ۲ و۷٫
[۲۵] . همان، ج ۲ ، ص ۹۳۹، ح ۱۱٫
[۲۶] . بحارالأنوار، ج ۸۱، ص ۵، ح ۶٫
[۲۷] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۳۹، ح ۱۱٫
[۲۸] . بحار الأنوار، ج ۹۷، ص ۱۶ ذیل ح ۱۶٫
[۲۹] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۴۲، باب ۵، ح ۱٫
[۳۰] . جواهر الکلام، ج ۵، ص ۲۵٫
[۳۱] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۵۳، ح ۱۰٫
[۳۲] . الإستبصار، ج ۱، ص ۴۵۱، ح ۱۷۴۶٫
[۳۳] . ترجمه: «بار خدایا، (این غسل را براى اینکه) به تو ایمان دارم وکتاب تو را تصدیق مى‌کنم واز سنّت پیامبرتو محمّد ۹ پیروى مى‌کنم (به جا مى‌آورم)».
[۳۴] . ترجمه: «بار خدایا، آن (غسل) را کفّاره گناهانم وپاکیزه‌کننده آلودگیم قرار ده. بار خدایا، پلیدى را از منبرطرف کن». الإقبال بالأعمال الحسنه، ص ۲۷۹؛ بحارالأنوار، ج ۸۱، ص ۲۱، ح ۲۶٫
[۳۵] . وسائل الشیعه، ج ۲، ابواب الأغسال المندوبه، باب ۱، ح ۴٫
[۳۶] . الإقبال بالأعمال الحسنه، ص ۶۲۸؛ بحارالأنوار، ج ۸۱، ص ۱۷، ح ۲۴٫
[۳۷] . نویسنده کتاب الفقه از علّامه وصیمرى نقل کرده است که آن دو بزرگوار غسل روز مبعث را استناد بهروایت داده‌اند (ج ۱۵، ص ۳۹۴).
[۳۸] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۵۹، باب ۲۳، ح ۱٫
[۳۹] . بلد الأمین، ص ۲۵۹٫
[۴۰] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۳۷، ح ۳؛ وج ۵، ص ۲۸۷، ح ۲٫
[۴۱] . در اینکه مباهله در چه روزى از ماه ذوالحجّه اتّفاق افتاده، اختلاف نظر وجود دارد ودر جواهر الکلام،(ج۵، ص ۴۰) علاوه بر دو قول مزبور، روز بیست وهفتم وبیست ویکم ذى الحجّه نیز ذکر شده است. ولىهمان‌گونه که صاحب جواهر گفته، اقوى همان قول اوّل (۲۴ ذى الحجّه) است.
[۴۲] . در روایتى از امام رضا ۷ نقل شده که بیست وپنجم ماه ذوالقعده روز «دحو الأرض» است وآن روزى استکه نخستین خشکى‌ها از زیر آب ـ که تمام روى زمین را فرا گرفته بود ـ سر برآورد ومطابق بعضى از روایات،نخستین جایى که از زیر آب بیرون آمد وخشک شد وسپس گسترش یافت، سرزمین مکّه وبه‌خصوص خانهکعبه بود؛ ازاین‌رو، مکّه «اُمّ القرى» ]= مادر همه آبادى‌ها[ نام گرفت (مفاتیح نوین، ص ۸۰۴).
[۴۳] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۶۰، باب ۲۴، ح ۱٫
[۴۴] . همان، ص ۹۳۷، ح ۳٫
[۴۵] . همان.
[۴۶] . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۴، باب ۱۸، ح ۱٫
[۴۷] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۳۸، ح ۷٫
[۴۸] . همان، ص ۹۴۰، ح ۱۲٫
[۴۹] . عیون اخبار الرّضا، ج ۲، ص ۱۲۱، باب ۳۵٫
[۵۰] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۳۷، ح ۳٫
[۵۱] . مصباح المتهجّد، ص ۱۲٫
[۵۲] . فقه الرّضا، ص ۴، وشرح آن را در کتاب الفقه، ج ۱۵، ص ۴۲۹ به بعد مطالعه فرمایید.
[۵۳] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۳۷، ح ۳٫
[۵۴] . همان، ص ۹۵۸، باب ۲۱، ح ۱٫
[۵۵] . همان، باب ۲۰، ح ۱ و۲٫
[۵۶] . همان، ص ۹۵۷، باب ۱۸، ح ۱٫
[۵۷] . همان، ص ۹۶۰، باب ۲۵، ح ۱٫
[۵۸] . جواهر الکلام، ج ۵، ص ۴۹ و۵۰٫
[۵۹] . جواهر الکلام، ج ۵، ص ۴۹٫
[۶۰] . وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۱۹، ح ۲٫
[۶۱] . همان، ج ۲، ص ۹۶۲، باب ۳۱، ح ۱٫
[۶۲] . همان، ص ۹۶۱، باب ۲۷، ح ۱٫
[۶۳] . الفقه، ج ۱۵، ص ۳۹۸٫
[۶۴] . مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۹۸، باب ۱، ح ۲٫
[۶۵] . وسائل الشیعه، ح ۲، ص ۹۵۷، باب ۱۹، ح ۱ و۲٫
[۶۶] . همان، ص ۹۵۸، باب ۱۹، ح ۳٫
[۶۷] . جواهر الکلام، ج ۵، ص ۶۸٫
[۶۸] . الفقه، ج ۱۵، ص ۴۶۷٫
[۶۹] . مفتاح الکرامه، ج ۱، ص ۲۰٫
[۷۰] . همان.
[۷۱] . وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۳۹، ح ۱۱٫
[۷۲] . همان.
[۷۳] . مفتاح الکرامه، ج ۱، ص ۲۰٫
[۷۴] . ر.ک: بحارالأنوار، ج ۸۱٫

منبع: کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی با بازنگری تحت نظر حضرت آیت الله مکارم شیرازی

 

[ad_2]

منبع + ادامه متن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *