مروری بر زندگی نامه شهید «خسرو اکبرلو»

خسرو اکبرلو در بیست و پنجم بهمن ماه سال ۱۳۴۲ در پاکدشت متولد شد. تحصیلات خود را تا پایان دوران دبیرستان ادامه داد و سپس تحصیلات دانشگاهی اش را پی گرفت . سال ۶۴ ازدواج کرد و سپس از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه اعزام شد و سرانجام در بیست و هفتم اردیبهشت سال ۶۵ در جزیره مجنون به شهادت رسید…

نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛

مروری بر زندگی نامه شهید خسرو اکبرلو

باد
گرمی از هر طرف می وزید و بر سطح آب موج می انداخت . رزمندگان مستقر در جزیره
مجنون با شنیدن صدای اذان مغرب و عشا به نماز می ایستند . بعد از نماز هر کس به
مقر تعیین شده خود برگشت . خسرو فرصت را غنیمت شمرد و به سراغ وسایل شخصی اش رفت .
نامه هایی که تک تک اعضای خانواده اش برای او نوشته بودند ، عکسهای یادگاری با بچه
های رزمنده در سنگر ، عکسهای خانوادگی ، نشانه هایی از همسر جوانش ، نسخه ای از
وصیت نامه و… آنها را یکی یکی تماشا کرد ، خواند و مرور کرد . از همه شیرین تر
روز قبولی اش در کنکور دانشگاه و روز خوش ازدواجش بود. دست آخر از میان تمامی عکس
ها به عکس پدر و مادرش خیره شد . چهره پدر و مادر را به یاد آورد که چطور او را به
موقع آمدن بدرقه کرده بودند . لب هایش مهمور به مهر سکوت بود و در چشم هایش نگرانی
موج می زد . به یاد حرفی افتاد که در آخرین دقایق دیدار به مادرش گفته بود :

«مادر
جان اگر شهید شدم برایم گریه نکن . برای
شهیدان کربلا و مظلومیتشان گریه کن و ….»

و مادر
ساکت و تسلیم به سخنان پسر گوش سپرده بود .

از جا
بلند شد و رفت تا پست نگهبانی را از رزمنده ای دیگر تحویل بگیرد . در همین حال سر
و صدای مهیبی از هر طرف به گوش رسید . صدای رعد آسای ضد هوایی ها ، تیر بارها و
مسلسلهای جنگی تمام فضای منطقه را پر کرد . منورها آسمان را روشن کرده بودند .
دشمن دست به حمله ای تازه زده بود . . رزمنده های سپاه و بسیج به سرعت وارد جنگ بی
امان شدند . کار جنگ هر لحظه بالامی گرفت .

«خسرو
اکبرلو » ساعتهای زیادی را در چنین شرایطی همدوش و هم رکاب با بچه های دلاور
جنگید .

گاه
زخمی شدن دوستان و رزمندگان را می دید و گاه شاهد و ناظر پیروزی و توفیق آن ها در
از بین بردن سلاح ها و مواضع دشمن بود . تا اینکه ترکشی سوزان از خمپاره های دشمن
در آن سیاهی شب بر بدن او نشست .

خسرو
زخمی شد . خونش خاک زیر پایش را رنگین کرده بود . زانوهایش خم شد و لحظه ای چشمانش
را روی هم گذاشت . چمن زار بهشت پیش رویش دامن گسترده بود . چشم هایش را لحظه ای
باز کرد . آخرین تصویر پیش نظرش جزیره مجنون بود . سپس برای همیشه چشم هایش را بست
و در همان چمن زار زیبای پرشکوهی که دیده بود با آسودگی تمام خوابید .

خسرو
اکبرلو در بیست و پنجم بهمن ماه سال ۱۳۴۲ در پاکدشت متولد شد. تحصیلات خود را تا
پایان دوران دبیرستان ادامه داد و سپس تحصیلات دانشگاهی اش را پی گرفت . سال ۶۴
ازدواج کرد و سپس از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه اعزام شد و سرانجام
در بیست و هفتم اردیبهشت سال ۶۵ در جزیره مجنون به شهادت رسید .

مروری بر زندگی نامه شهید خسرو اکبرلو

فراز
هایی از خصوصیات اخلاقی و اعمال و رفتار شهید رضااکبرلو :

صبر و بردباری و اخلاق و
رفتار نیک او زبانزد خانواده و اقوام و دوستانش بود.

صله رحم را بجای میآورد
؛ مخصوصا” از پدر و مادر هرگز غافل نبود و در برابر آنها خاشع و مهربان بود .

عبادت او خالص و بیشتر
شبها با خدای خود خلوت و راز و نیاز می کرد و نماز شب می خواند و هفته ای دو روز
بدون سحری و مخفیانه روزه می گرفت و واجبات و فرائض دینی را بجا می آورد .

سخت کوش و مقاوم بود و
بیشتر اوقات خود را به مطالعه دروس و کتب مذهبی می گذراند .

در مسائل سیاسی و مذهبی
کوشا و فعال بود شرکت او در اغلب تظاهرات سیاسی و مذهبی و نماز جماعات و جمعه ها و
دعاهای توسل و کمیل و عضویت در انجمن اسلامی گواه صادق آن است .

بیش از هر چیز به امام و
جنگ اهمیت می داد و برای همین هم بود با اینکه تازه پیمان عقد ازدواج بسته بود به
ندای رهبر خود لبیک گفته و برای چندمین بار به جبهه نبرد حق علیه باطل اعزام گردید
تا اینکه در تاریخ ۲۰/۲/۱۳۶۵ بر اثر اصابت خمپاره به شدت مجروح گردید و چند عضو از
اعضای اصلی بدن خود را از دست داد ومعلوم بود بسیار درد و رنج می کشد اما هرگز
شکوه و ابراز ناراحتی ننمود و حتی به ملاقات کنندگانش دلداری می داد .

مروری بر زندگی نامه شهید خسرو اکبرلو

آری :

آنان
که چراغ عشق افروخته اند چون شمع به
سوز دل خود سوخته اند

و
سرانجام در تاریخ بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۶۵ به آرزوی دیرینه خود شهادت نائل گردید .

روحش
شاد و راهش پررهرو باد .

منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران

ادامه مطلب + منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *