چرا توبه مرتد فطری، پذیرفته نمی شود؟

صفحه اصلی  » اعتقادات » ائمه اطهار (علیهم السلام)

 

اسلام در مورد کسانى که هنوز اسلام را نپذیرفته اند، سختگیرى نمى کند (منظور اهل کتاب است) و آنها را با دعوت مستمر و تبلیغات پى گیر منطقى به اسلام فرا مى خواند، هرگاه نپذیرفتند و حاضر شدند طبق شرائط ذمه، همزیستى مسالمت آمیز با مسلمانان داشته باشند نه تنها به آنها امان مى دهد بلکه حفظ مال و جان و منافع مشروعشان را بر عهده مى گیرد.

ولى در مورد کسانى که اسلام را پذیرا شوند سپس عدول کنند فوق العاده سختگیر است چرا که این عمل موجب تزلزل جامعه اسلامى مى گردد و یک نوع قیام بر ضد حکومت اسلامى محسوب مى شود و غالباً دلیل سوء نیت است، و سبب مى شود که اسرار جامعه اسلامى به دست دشمنان افتد.

لذا چنین کسى اگر پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه او مسلمان بوده و به تعبیر ساده تر اگر مسلمان زاده باشد و از اسلام برگردد و در دادگاه اسلامى به ثبوت رسد خونش را مباح مى شمارند، اموال او باید در میان وارثانش تقسیم گردد و همسرش از او جدا شود، و توبه او در ظاهر پذیرفته نیست، یعنى این احکام سه گانه درباره چنین کسى به هرحال اجرا مى شود، ولى اگر واقعاً پشیمان گردد توبه او در پیشگاه خدا پذیرفته خواهد شد. (البته اگر مجرم زن باشد توبه اش مطلقا پذیرفته خواهد شد).

ولى اگر شخص از اسلام برگشته، مسلمان زاده نباشد به او تکلیف توبه مى کنند و اگر توبه کرد مورد قبول واقع خواهد شد و همه مجازات ها از میان خواهد رفت.

گرچه حکم سیاسى مرتد فطرى براى آنها که از محتواى آن آگاه نیستند ممکن است یک نوع خشونت و تحمیل عقیده و سلب آزادى اندیشه تلقى گردد. ولى اگر به این واقعیت توجه کنیم که این احکام مربوط به کسى نیست که اعتقادى در درون دارد و در مقام اظهار آن برنیامده، بلکه تنها کسى را شامل مى شود که به اظهار یا تبلیغ پردازد، و در حقیقت، قیام بر ضد حکومت موجود جامعه کند، روشن مى شود که این خشونت بى دلیل نیست، و با مسأله آزادى اندیشه نیز منافات ندارد، و شبیه این قانون در بسیارى از کشورهاى شرق و غرب با تفاوتهائى وجود دارد.

توجه به این نکته نیز لازم است که: پذیرش اسلام باید طبق منطق باشد، مخصوصاً کسى که از پدر یا مادر مسلمان تولد یافته و در یک محیط اسلامى پرورش دیده، بسیار بعید به نظر مى رسد که محتواى اسلام را تشخیص نداده باشد، بنابراین عدول و بازگشت او به توطئه و خیانت شبیه تر است تا به اشتباه و عدم درک حقیقت و چنین کسى استحقاق چنان مجازاتى را دارد.ضمناً احکام هرگز تابع یک فرد و دو فرد نیست بلکه مجموع را به طور کلى باید در نظر گرفت.(۱)

در حقیقت این حکم یک فلسفه اساسى دارد و آن حفظ جبهه داخلى کشور اسلام و جلوگیرى از متلاشى شدن آن و نفوذ بیگانگان و منافقان است، زیرا ارتداد در واقع یک نوع قیام بر ضد رژیم کشور اسلامى است که در بسیارى از قوانین دنیاى امروز نیز مجازات آن اعدام است، اگر به افراد اجازه داده شود هر روز  که مایل بودند خود را مسلمان معرفى کنند و روزی که مایل نبودند استعفا دهند، به زودى جبهه داخلى اسلام از هم متلاشى خواهد شد و راه نفوذ دشمنان و عوامل و ایادى آنها بازخواهد گردید و هرج و مرج شدیدى در سراسر جامعه اسلامى پدید خواهد آمد. بنابراین حکم مزبور در واقع حکم سیاسى است، که براى حفظ حکومت و جامعه اسلامى و مبارزه با ایادى و عوامل بیگانه ضرورى است.

در نهایت نکات ذیل، قابل توجه است:
الف: کسی که از اسلام برگشته است و اظهار برگشتن نکند حکم مرتد در مورد او جاری نخواهد شد ملاک اجرای حکم ارتداد «اظهار» این نکته است که اسلام دین حق نیست و فلان مکتب دین حق است.
ب: اظهار برگشتن از اسلام برابر با اظهار نادرست بودن این مکتب و حمله به کیان اسلام خواهد بود یعنی در یک جامعه اسلامی که تمام سرمایه آن جامعه و عامل وحدت آن ایمان به ارکان دین است، اگر کسی با اظهار نادرستی آن بر علیه آن قیام کرد مسلما باید تاوان سنگینی را بپردازد و از این روی مرتد باید با مجازات سنگین روبرو شود.
ج: نکته دیگر این که در صدر اسلام گروهی از منافقین و یهودیان و اهل کتاب نقشه چیدند که پایه های ایمان را در دل تازه مسلمانها سست کنند. اینان صبحگاهان اظهار ایمان می کردند و شامگاهان دسته جمعی از اسلام بر می گشتند تا بدین وسیله مسلمانان را دچار تردید و ضعف در ایمان گردانند، این توطئه خطرناک را نمی بایست بدون پاسخ گذاشت، احکام سنگین ارتداد که در آن زمان وضع شد مانع از به ثمر رسیدن چنین توطئه ای گردید.
هـ: ادیان دیگر هم کم و بیش برای ارتداد مجازاتهای سنگین و مرارت باری قائل هستند. (۲)

 

منابع:

۱ ـ تفسیر نمونه ح ۱۱ ص۴۲۶

۲ ـ پایگاه حوزه

(کتاب ۱۸۰پرسش وپاسخ.آیت الله مکارم شیرازی سوال۳۱)

برچسب

ادامه مطلب + منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *