۲۴ سال جنگ افغانستان

۲۴ سال جنگ
۲۴ سال آوارگی
۲۴ سال ترک تحصیل
۲۴ سال و …
امروز مردم تشنه تحصیل اند, عاشق درس خواندن.
مدت هاست که فقط رویای صنوف درسی افکارشان را به خود مشغول کرده است. سال هاست که با این رویا زندگی کرده اند. بسیاری از جوانان این مرز و بوم , آرزوی رفتن مدرسه و دانشگاه را با خود به گور بردند و ….
امروز که زمینه ی تحصیل فراهم شده است باید همگی دست در دست هم آینده روشنی را به امید گرفته از تمام توان خویش در راه اندازی و بهبود وضعیت کیفی و کمی مدارس و دانشگاه ها استفاده کنیم.
در چنین وضعیتی لازم است قبل از همه چیز به روحیات متوهم و افکار پریشانی توجه کنیم که بعد از ۲۴ سال سرگردانی در دانشگاه حاضر شده اند.
دانشکده هایی تخریب شده و مسوولیتی ….
درست است که باید هر کسی هر کاری از دستش بر می آید انجام دهد, اما نه بدان معنی که به خودنمایی برسد, بدون آنکه لیاقتی در نظر گرفته شود.
در جریان درگیری های دانشجویی اخیر کابل معتقدیم که اگر چنانچه مسوولین دانشگاه کابل و وزارت تحصیلات عالی به گونه ای عمل می کردند که توجه به روحیات دانشجویی سرمنشأ امور قرار می گرفت , هرگز این اتفاقات نمی افتاد.
ما معتقدیم که هر اتفاقی یک پیش زمینه هایی را از خودش بروز می دهد و بر اساس آن پیش زمینه ها می شود از حدوث آن اتفاق جلوگیری کرد.
اسلحه کشیدن بر روی دانشجویان بی پناه صرفاً جهت کنترل اوضاع , یک خبط اجتماعی است.
دیگر زمان زور و اسلحه گذشته است. چرا باید هنوز برای آرامش مردم آن هم از قش دانشجو به زور اسلحه متوسل شد؟
اگر چنانچه مسوولان دانشگاه کابل از روز اول به درد دل های دانشجویان گوش می دادند و در رفع مشکلات آنان چاره اندیشی می کردند امروز هرگز شاهد چنین حوداثی نبودیم.
شاید بعضی هنوز فکر می کنند که دانشجو را نیز باید همچون بچه مکتب خانه های قدیم به چوب و فلک بست!!
در هر حال, جنبش دانشجویی یک جریان سیال علمی است و باید در این مسیر هدایت شود. بدون آنکه حزبی یا جناحی بتواند در آن تاثیر گذاری کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *